هميشه نشان بزرگان را در گذشته ها مي جوئيم، گذشته هايي دور و بي بازگشت؛ بي خبر از آنکه بزرگان، هرگز در ظرف زمان نمي گنجند. بزرگان ميزبانان شايسته تاريخند نه ميهمانان ناخوانده و يا فراموش شده آن؛ پس بزرگان هميشه در همه تاريخند؛ هميشه امروزيند؛ هميشه از اهالي امروزند.
بزرگ بود و از اهالي امروز بود و باتمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد و دست هاش هوای صاف سخاوت را ورق زد و مهربانی را به سمت ما کوچاند به شکل خلوت خود بود و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را برای آینه تفسیر کرد و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود و او به سبک درخت میان عافیت نور منتشر می شد همیشه کودکی باد را صدا می کرد همیشه رشته صحبت را به چفت آب گره می زد برای ما یک شب سجود سبز محبت را چنان صریح ادا کرد که ما به عاطفه سطح خک دست کشیدیم و مثل یک لهجه یک سطل آب تازه شدیم و بارها دیدیم که با چه قدر سبد برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت ولی نشد که روبروی وضوح کبوتران بنشیند
و رفت تا لب هیچ و پشت حوصله نورها دراز کشید و هیچ فکر نکرد که ما میان پریشانی تلفظ درها برای خوردن یک سیب چه قدر تنها ماندیم
Popularity: 37% [?]








sghl lind [hk
ترجمه به فارسی: سلام مهدی جان
ممنون که به یاد دوستان هستید
این بخشنامه ی مربوط به کنفرانس ساری وقتی بدست ما رسید که یک هفته دیگه بیشتر برای ثبت نام وقت نبود و تازه توی اون مدت کم چیزی به ذهنمون نمیرسید که برای ارائه به کنفرانس آماده کنیم.وگرنه شاید میتونستیم همدیگه رو ملاقات حضوری بکنیم.
در مورد پیشنهادت هم من فکر میکنم سایتها و وبلاگهای باارزش و پرمحتواتری هم هستند که میشه اونها رو معرفی کرد,اما تشویقهای دوستانی مثل شما و استقبال بچه های کلاس باعث شده تا الان کرکره اونجا رو با تموم مشکلاتی که در زندگی روزمره برای همه ی ما وجود داره پایین نکشم.تا چه پیش آید؟!
موفق باشی
یا حق!
Genial brief and this mail helped me alot in my college assignement. Say thank you you on your information.