قصه این هفته نیز به پایان رسید . بحث اصلی مطالب تدریسی برای دانش آموزان کلاس اول درمدرسه عادی بحث های تکمیلی جمع و تفریق اعداد صحیح بود و در مدرسه غیر انتفاعی مقادیر تقریبی ( گرد کردن و قطع کردن ) . برای کلاس های دوم مدرسه عادی و غیر انتفاعی این هفته بحث دستگاه مختصات مطرح شد و یا تکمیل شد . و در نهایت در پایه های سوم هر دو آموزشگاه بیشتر وقت صرف تکمیل درس دستگاه معادلات خطی شد و مقدمه هندسه تا ابتدای قضیه تالس نیز بیان شد . در ضمن کلیه پایه ها در این هفته مطالب گذشته تدریس شده را امتحان نیز دادند که به جز چند دانش آموز معلوم الحال باقی نتایج خوبی را بدست آوردند .
هفته ای که گذشت بازار شایعات داغ داغ بود ، شایعاتی در رابطه با استفتاء وزیر محترم از مراجع مبنی بر حرمت حقوق معلمان در ایام تابستان ، دیگری کاهش میزان حق محرومیت ها ی مناطق محروم و در آخر نیز کاهش میزان حق التدریس های همکاران در تهران و به طبع آن در شهر ستان ها . اما شایعه اول بالاخره توسط مقام عالی وزارت و به گزارش روابط عمومی وزارت خانه تکذیب شد ولی هنوز سرنوشت دو شایعه دیگر تا زده نشدن احکام همکاران در سال جدید ادامه خواهد داشت و آنچه از ظاهرا شایعات بر می آید این دو شایعه آخر در جهت صرفه جویی در دولت لباس واقعیت به تن خواهند کرد .
اما چرا چنین شایعاتی پخش می شوند و منبع اصلی این شایعات چیست و اگر به واقعیت بپیوندند چه بازخوردی در سطح جامعه پیدا خواهند کرد ؟ از آنجایی که از قدیم و ندیم گفته اند که" تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها " لذا باید به این نتیجه رسید که در رابطه با شایعه اول هر چند تکذیب شد اما چیزکی بوده که تبدیل به چنین چیز هایی شده ولی به خاطر بازخورد بد آن توسط همکاران سریعاً تکذیب شده و باز هم در حد همان شایعه و دروغ باقی مانده است . اما در موراد بعدی تقصیر کار خود وزارت خانه و به نوعی دولت می باشد که میزان افزایش حقوق همکاران و مشکلات را به صورت آشکارا و واضح بیان نمی کنند و با سکوت معنا دار خود کمک به پخش چنین شایعاتی می کنند و در اینجاست که به ضعف روابط عمومی وزارت اموزش و پرورش و سازمان های زیربط پی باید برد چرا که به خوبی این مسایل را به بالا و پاسخ را از بالا به پایین منعکس نمی کنند ، حال اگر دولت به قصد صرفه جویی چنین کار هایی را در آموزش و پرورش به علت جمعیت بالای فرهنگیان انجام دهد جای این سوال باقی خواهد ماند که تقصیر معلمان چیست که جمعیتشان چندین برابر فلان وزارت خانه و بهمان سازمان دولتی است و باید تاوان بریز و به پاش آنها را بدهند و چرا آقای وزیر به جای کاهش حق محرومیت ها و میزان حق التدریس های همکاران ، میزان اضافه کار همکاران خود در سطح وزارت خانه ، سازمان ها و ادارات تابعه را کاهش نمی دهد ، چطور یک شخص اداری باید به صورت ماهانه به میزان ثابت از 120 ساعت اضافه کار برخوردار باشد که خود مبلغ قابل توجهی است ولی یک معلم که باید حتما سر کلاس حاضر شود تا اضافه کار به او تعلق گیرد از میزان و سقف اضافه کارش کاسته گردد ؟ چطور یک همکار اداری باید میزان بند فوق العاده ویژه اش دو برابر یک معلم زحمت کش باشد ولی تاوان این صرفه جویی را باید معلم بی نوا بدهد مگر خون کسی که پشت میز نشسته رنگین تر از آن معلم بی نواست که در دورترین روستا ها خدمت می کند و حالا باید حق محرومیتش نیز بابت صرفه جویی کم شود ؟ ...
ولی در هر صورت این دو موضوع آخر هنوز شایعه اند و صحت و سقمشان معلوم نشده باید منتظر ماند در هفته جاری چه پیش خواهد آمد .
در ضمن این مقاله را هم بخوانید از سایت عصر ایران . ( البته بی ربط به موضوع بالا )
Popularity: unranked [?]






