امروز سه شنبه ، مدرسه کاشانی ، تدریس با دو پایه سوم و دوم .
هفته ای که شروع کردم هفته معادلات خطی است و از این جهت با هر دو کلاس سومی ها مبحث معادلات خطی را کار کردم و نمونه سوال حل کردم . از قبل یکی از کلاس های دوم به خاطر تبنلی مفرط دانش آموزان کلاس و تعداد زیادشان درس عقب افتاده بود به همین خاطر هنوز به حدی که قرار بود قبل از تعطیلات نوروز برسیم نرسیدیم و تازه امروز بحث معادله رو براشون تدریس کردم و ظواهر و شواهد نشون می داد از اونجایی که با توجه به سابقه ذهنی که ازضعیف بودن دانش آموزان این کلاس دارم و با توجه به وسواس بیشتری که به تدریس پرداختم نتیجه اون شد که بیشتر دانش آموزان کلاس درس را فهمیدند و گرفتند و باقی مانده هم در جلسات آتی درس را خواهند فهمید . انشاء الله .
زنگ تفریح ها هم کسل کننده شده از بس که بحث ها حول محور گرانی و گرانی و گرانی و میزان افزایش حقوق و اجرای نظام هماهنگ پرداخت سابق ( لایحه مدیریت خدمات فعلی ) در سال جدید می چرخه .
خدایا باید چه کرد از دست کسانی که ما را با سیاست های ناصوابشان گرفتار روزمرگی و بیهودگی کرده اند و تنها دغدغه امان را دغدغه شکم قرار داده اند .
ولی باز هم که دقت می کنی میبینی همکاران حق دارند که گله مند باشند چرا که :
" تورم از مرز 40 درصد گذشته / گوچه کیلویی 1500 تومان/ مرغ هنوز هم 2600 تومان / کرایه خانه سر به فلک زده / پول آب ، گاز ، برق / قسط عقب افتاده/ شغل دوم و سوم جوابگو نیست / و دیگر هیچ ... "
از خودم سوال می کنم با این همه مشکل باز هم میشه دغدغه ای جز نان و شکم داشت ؟
و جوابم اینست : کمتر کسی مثل من پوست کلفت پیدا میشود ...
البته خدا رو باید شاکر باشیم که انرژی هسته ای داریم و جشن سوم و خبر هسته ای چند صدم هم برامون اعلام می کنند و مشت محکمی هم توی دهن آمریکای جهان خوار می زنیم . گور پدر اقتصاد و بیکاری و تورم . انرژی هسته ایی 200 تومن بسته ای !
به امید روزی که حسرت گذشته رو نخوریم و هر بهاری که می گذرد نگوییم دریغ از پارسال .
Popularity: unranked [?]






