اول اینکه : شنبه آمد و دوباره کار و تلاشی دوباره شروع شد .
دوم اینکه : طبق روال هر شنبه غیر انتفاعی بودم و با هر سه پایه کلاس داشتم . با سومی ها مبحث فیثاغورث رو تکمیل کردیم و به پرسش از بچه پرداختم . با دومی ها هم بحث اعداد گویا رو شروع کردم و مقدمات لازم را از این درس خدمتشون ارائه نمودم . در کلاس اول هم دو بحث دایره و رسم مثلث را شرح دادم و به کمک خود بچه ها به حل فعالیت ها و کار در کلاس های این دو درس پرداختیم .
سوم اینکه : زنگ تفریح هم با اولیای دو سه تا از بچه ها صحبت کردم و در رابطه با افت تحصیلی دانش آموزانشون در درس ریاضی به بحث و گفتگو پرداختیم .
آخر اینکه : از دیروز عصر به خاطر کم شدن بار کاری کتابی رو شروع کردم برای مطالعه و از اونجایی که به شعر علاقه داشتم خودم رو مشغول مطالعه کتاب زیبای روشن تر از خاموشی ( برگزیده شعر امروز ایران ) به انتخاب مرتضی کاخی کردم . توصیه می کنم که حتماً این کتاب زیبا که الحق والانصاف شعر های خوبی انتخاب شده اند را مطالعه کنید . به همین دلیل جمله که نه متن امروز را از همین کتاب انتخاب کردم متنی از بایزید بسطامی که بر جلد این کتاب نقش بسته شده است :
" ...
روشن تر از خاموشی ، چراغی ندیدم ،
و سخنی ، به از بی سخنی ، نشنیدم .
ساکن سرایِ سکوت شدم ،
و صُدره صابری در پوشیدم .
مرغی گشتم ،
چشم او ، از یگانگی ،
پرِ او ، از همیشگی ،
در هوایِ بی چگونگی ، می پریدم .
کاسه ای بیاشامیدم که هرگز ، تا ابد ،
از تشنگیِ او سیراب نشدم . "
Popularity: unranked [?]






