اول اینکه : غیر انتفاعی بودم و با کلاس دومی ها بحث تساوی مثلث های قائم الزاویه را تکمیل کردم و به قدر کفایت نمونه سوال هایی را با کمک خودشون حل کردم . تو کلاس سوم معادله را درس دادم و کلی نمونه براشون مثال زدم تا به حد اشباع برسند . از کلاس اولی ها هم یه امتحان گرفتم از ابتدای کتاب تا ابتدای هندسه . هنوز نتیجه را بررسی نکردم ببینم چی به چیه و کی به کیه .
سوم اینکه : هنوز هم گیج پاسخ سازمان در جواب شکایتم ( تساوی 95 و 85 ) هستم ( دیروز در موردش نوشتم ) و حالا می خوام برم وزارت آموزش و پرورش و شکوایه ای هم به اونجا ارائه کنم . فکرکنم توی دولت عدالت چشم ما به جمال عدالت روشن نشه . ( البته یه دوست دارم که فامیلیش عدالتِ ، فکر کنم باید به دیدن اون بسنده کنم . )
آخر اینکه : دو جمله از دو نفر، مارگوت بیکل و ریچارد باخ را در هم آمیختم این شد : " گاه آنچه ما را به حقیقت می رساند خود از آن عاری است . اما به خاطر داشته باش که اگر حقیقت دانسته نشود و شناخته نشود، باز هم حقیقت است . "
دوم اینکه : زنگ تفریح باز هم اس ام اس خوانی توسط همکاران . در ضمن با مادر یکی از بچه های کلاس اول که اکثر همکار ها از دستش شاکی بودند صحبت کردیم و کلی از بدی های فرزندش رو براش بیان نمودیم .
Popularity: unranked [?]






