اول اینکه : دوشنبه یه روز پر کار و خسته کننده ، دیروز هم حال نداشتم چیزی بنویسم چون خیلی خسته بودم . یه مقدار تو هنگم ، نمی دونم چرا .
دوم اینکه : با کلاس سومی های غیر انتفاعی امروز بحث جبر و به دست آوردن مقدار یک عبارت جبری و و ساده کردن عبارت های جبری را کار کردم . از دومی ها قسمت جذر را امتحان گرفتم ، و ادامه ساعت را هم در رابطه با هندسه و بحث انواع مثلث و معرفی ویژگی های مثلث و تساوی های مثلث که سال قبل خونده بودند صحبت کردم و اطلاعات و دانسته هاشون را محک زدم . در کلاس اول دوباره روی اعداد اعشاری و جمع و تفریق اعداد اعشاری و ضربشون صحبت کردم .
سوم اینکه : زنگ تفریح باز گفتگو با اولیاء فراخوانی شده چند دانش آموز و صحبت در رابطه پیدا کردن راهکار برای بالا رفتن نمره فرزندشان در درس ریاضی . و یه مقدار هم اس ام اس خوانی .
آخر اینکه : و اما جمله ای از افلاطون : " اگر قبل از هر کاری انگشت خود را آهسته به پیشانی خود بزنید ، مجبور نخواهید شد در پایان کار با مشت محکم بر فرق خود بکوبید . " جالبه ، اینم عاقبت کار بدون فکر .
Popularity: unranked [?]






